sahar tanhai

بی خیال

هنوز به یاد غربتت هزار تا شعر تو دلمه

اما نمی خوام بگمش جاشون فقط تو قلبمه

فکر می کنی که این روزا، چرا شدم یه بی خیال؟

آخه می خوام غم تو رو ، رنگ بزنم، رنگ محال

میخوام دیگه بزرگ بشم از بچگی دست بکشم

می خوام چشامو باز کنم به رویاهام خط بکشم

دلم می خواد داد بزنم غصه رو از یاد ببرم

وقتی می پرسن عاشقی؟ بگم نه من مسافرم

مسافر شهر غریب، شهری که اسمی نداره

اونجا بشم غرق سکوت، جایی که دل کم نیاره

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢۸ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ توسط حمیده نظرات () |

Design By : Night Melody