sahar tanhai

وقتی مردم , روی قبرم ننویسید که بودم . وقتی مردم روی قبرم ننویسید , نه شعری , نه شعاری . ننویسید که بودم از چه تباری . وقتی مردن اخرین نقطه راهه , نمیخواد سنگ روی قبرم بذارید . . . وقتی هر اومدنی رفتنی داره , نمی خواد گل روی قبرم بکارید . . . وقتی مردم , روی قبرم , ننویسید که بودم . . .

 

 

از زندگی از این همه تکرار خسته ام

از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ، ز، هر که و هر کار خسته ام

دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم

دیگر از این حصار دل آزار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام

تنها و دل گرفته بی زار و بی امید

از حال من مپرس که بسیار خسته ام

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۸ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط حمیده نظرات () |

Design By : Night Melody