sahar tanhai

من و تــو ، "مــا" که نشدیم هیچ ...
 من نیمی از خودم را هم باختـــم ...

همه به زخمشون دستمال می بندن ...

من به زخممم دل بستم... !!!

از سکوتــم بتــرس ...!
 وقتــی که ساکـت می شوم ...
 لابـد همــه ی درد دل هایــم را بــرده ام پیش خـ♥دا ...
 بیشتر که گوش دهــی ..
 از همــه ی سکوتــم .. از همــه ی بودنــم ..
 یک "آه" می شنـــوی ...
 و باید بترســی ..
 *از "آه" مظلومـــی که فریادرســی جز خدا ندارد* ..

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط حمیده نظرات () |

Design By : Night Melody