نترسم که با دیگری خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی.....

بعضی وقت ها دلم می خواد

وقتی پیشم نیستی اصلا به فکرم نیستی

حتی منو یادت نمیاد

و من دارم پرپر میشم

فقط داد بزنم:

گور بابات لعنتی....

گاهی دلم برای زمانی که تو را نمی شناختم تنگ می شود....

/ 5 نظر / 124 بازدید
سامي

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت از شما دوستان عزيز ميخوام با اومدن به وبلاگم و پيام همدردي و تسليت كمي از بار سنگين غمي كه بر دوستي نشسته كم كنيم از درگاه خداوند متعال مغفرت براي تمامي عزيزان از دست رفته را خواستارم پيشاپيش از حضور گرم شما صميمانه تشكر ميكنم

نیما

slm sahar jon az webloget khosham omad be webloge manam sar bezan khoshhal misham hamintor fb.m ba esme nima badri ya nima_sahele_darya@yahoo.com dar kol hartor k rahati layeghe behtarinayi delshekaste

گندم

سلام به وب من سر بزن خوشحال میشم[قلب]

گندم

سلام مرسی از کامنتت بازم پیشم بیا.[ماچ]

maryamiii

زنـدگــی انـگــار تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !! هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام هـول میزنــد بـــرای ضـربــه بـعــد .... ! کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ... خـیــالـت راحـت !! خـسـتـگــی ِ مــن بـه ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود ...