اسب سفید قرار بود دخترک را ببرد تا شهر آرزوهایش ...
دخترک شنل توریش را پوشیده بود و آماده آماده بود ...
اسب سفید را هم زین کرده بودند...
وقتی سوار شد مادرش گفت : " سکه رو که انداختم . راه می افته"

 

روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن ،
از در نشد از پنجره زوری خودت رو جا نکن ،
آدمکای شهر ما بازیگرایی قابلن ،
وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا میذارن ،
تو قتلگاه آرزو آدم کشی زرنگیه ،
شیطونک مغزای ما دلداده دو رنگیه .

 

 

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن ناهید

مطلب تونجالب خواندنی بود اما عکسی که درج کردید جالب تر بود ممنونم موفق باشید

همیشه تنهای زمین

سلام دوست عزیز ممنون از حضورتون.انشاا... همیشه موفق و سربلند باشید[گل] - هرکس بتواند چهارصفت را از خود دور کند، سزاوار است که ناملایمی نبیند.شتابزدگی، لجاجت، خودپسندی، تنبلی.امام علی(ع[گل] - هر دل سوخته اي را عاقبت پاداشي است. پيامبراعظم(ص[گل]

soorena

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

هیوا

مخلصت [نیشخند] [قلب][گل]

مهرزاد

سلام عزیز مرسی که بهم سر بزنی

نفس

زندگی همش خیاله..........عکس قشنگیه شاد باشی

رضا.lolop

عالی بود.