قرار گذاشته بودیم تا ابد بخندیم

آنقدر خندیدیم

که خنده بر لبانمان خشکید یاد خنده ها به دل پوسید !

ازیاد رفتیم و

تنها عکسمان به خنده های بی بهانه خندید!!!

 

 

 



وقتی هنوز نرفته بودی ، یاد گرفتم چه جوری دنیای درد باشم و نفهمی ...



یاد گرفتم تو رو ببخشم و تقاص گناه هاتو خودم بدم ...



یاد گرفتم نجنگم ولی در برابر خنجرت محکم بایستم ...



وقتی هنوز نرفته بودی ، فهمیدم چه جوری صبور باشم ...



فهمیدم چقدر حرف ناگفته دارم ... فهمیدم عشق واقعی این نیست که یه پرنده رو آب و دون بدی و تر و خشکش کنی ...




 

/ 3 نظر / 11 بازدید
عشق اسمانی

ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی/گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

پریا

[گل]

مائده

سلام حمیده جون.مطلبت ناز بود.خوشحال میشم اگه به منم سر بزنی. ارادتمندت:مائده[تماس][گاوچران][تایید][هورا][خداحافظ]