تولدی دیگر

همه هستی من آیه ی تاریکی ست

که تو را در خود تکرار کنان

به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد

من در این آینه تو را آه کشیدم آه

من در این آیه تو را

به درخت و آب و آتش پیوند زدم

زندگی شاید

یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیل از آن میگذرد

زندگی شاید

ریسمانی ست که مردی با آن خود را از شاخه می اویزد

زندگی شاید

طفلی ست که از مدرسه بر میگردد

زندگی شاید

افروختن سیگاری باشد در فاصله ی رختونک دو هم آغوشی

یا عبور گیج رهگذری باشد

/ 1 نظر / 2 بازدید
نگار

سلام حمیده جان.قشنگ بود.خوشحال می شم پیش منم بیای.شاد باشی[گل]