بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاقل گشته ام
گوئیا او مرده در من کاین چنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
هر دم از آئینه می پرسم ملول
چیستم دیگر، به چشمت چیستم؟
لیک در آئینه می بینم که وای
سایه ای هم زآنچه بودم نیستم!
همچو آن رقاصه ی هندو باز
پای می کوبم ولی بر گور خویش
وه که با صد حسرت این ویرانه را
روشنی بخشیده ام از نور خویش
ره نمی جویم بسوی شهر روز
بیگمان در قعر گوری خفته ام
گوهری دارم ولی آنرا ز بیم
در دل مردابها بنهفته ام
می روم اما نمی پرسم ز خویش
ره کجا؟ منزل کجا؟ مقصود چیست؟
بوسه می بخشم ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست
او که چون در من مرد، ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر گرفت
گوئیا شب با دو دست سرد خویش
روح بیتاب مرا دربر گرفت
آه، آری این منم! اما چه سود
او که در من بود، دیگر نیست، نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
او که در من بود، آخر کیست، کیس
ت؟

/ 9 نظر / 12 بازدید
کیانا

سلام خوبی؟ خیلی وقت بود بلاگت نیومده بودم شعر زیبایی بود بازم میام فعلا

مینا.س(mina70)

سلام حمیده جونم. خوبی؟ وبتو از 98یا پیدا کردم... خوشگلم خیلی شعرای خوبی داری.... مخصوصا این[نیشخند] خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال ما خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندی در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد ان کس که انسان است و از احساس سرشاراست ... . . خوشحال میشم بیای پیشم... . با گلم[قلب]

پریسا

سلام. خوب بود فقط بهتر نبود یه خورده فاصله می خورد بین جمله ها؟

أصغــ فضلي ــر

عشق یعنی مهر بی چون و چرا ؛ عشق یعنی كوشش بی ادعا..... عشق یعنی مهر بی اما اگر؛ عشق یعنی رفتن با پای سر ..... عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست؛ عشق یعنی جان من قربان اوست ..... عشق یعنی خواندن از چشمان او؛ حرفهای دل بدون گفتگو ..... عشق یعنی عاشق بی زحمتی ؛ عشق یعنی بوسه بی شهوتی [خجالت]

دختر بندر

سلام وبلاگ جالبی داری امیدوارم که موفق باشی یا حق ...

کیانا

سلام خوبی؟ تو واسه چی اپ نمیکنی ؟! من اینقدر جرات ندارم که بشینم زنبور بشمرم ولی مرسی منم دوست دارم بابای

پریسا

سلام ممنون که بهم سر زدی خیلی جالب بود و من اپم

sahar

سلام دوست عزيز جالب بود مرسى،موفق باشى[گل]